حکایت آموزنده

آرشیو

داستان (پیامبر ماه) از مثنوی معنوی

داستان (پیامبر ماه) از مثنوی معنوی حکایت آموزنده, حکایت جالب, حکایت مثنوی در این مطلب از ابرتازه ها داستان (پیامبر ماه) از مثنوی معنوی...

حکایت پندآموز «غیبت»

حکایت پندآموز ,غیبت ، حکایت سعدی

حکایت پندآموز «غیبت»

حکایت از باب دوم گلستان سعدی

یاد دارم که ایام طفولیت، بسیار عبادت می‌کردم و شب را با عبادت به سر مى‌آوردم. در زهد و پرهیز جدیت داشتم. یک شب در محضر پدرم نشسته بودم و همه شب را بیدار بوده و قرآن مى‌خواندم، ولى گروهى در کنار ما خوابیده بودند، حتى بامداد براى نماز صبح برنخاستند. به پدرم گفتم: از این خفتگان یک نفر برخاست تا دور رکعت نماز بجاى آورد، به گونه‌اى در خواب غفلت فرو رفته‌اند که گویى نخوابیده‌اند بلکه مرده‌اند.

پدرم به من گفت: عزیزم! تو نیز اگر خواب باشى بهتر از آن است که به نکوهش مردم زبان گشایى و به غیبت و ذکر عیب آنها بپردازى .

نبیند مدعى جز خویشتن را
که دارد پرده پندار در پیش

گرت چشم خدا بینى ببخشند
نبینى هیچ کس عاجزتر از خویش

منبع: nasrian.persianblog.ir

حتما بخوانید:  حکایت آموزنده (تخت و تاج شاه ظالم)
بستن تبلیغ
بستن تبلیغ