داستان نابغه ساختن مادر ادیسونداستان نابغه ساختن مادر ادیسون

داستان

آرشیو

داستان بامزه آرزوی مرد

داستان کوتاه, داستانک, داستان بامزه آرزوی مرد داستان کوتاه, داستان بامزه آرزوی مرد در این مطلب از ابرتازه ها داستان بامزه آرزوی مرد را...

داستان نابغه ساختن مادر ادیسون

در این مطلب از ابرتازه ها داستان نابغه ساختن مادر ادیسون را بیان می کنیم. با ما همراه باشید و از این داستان استفاده نمایید.

زندگی نامه ادیسون ٬ سرگرمی ٬ مادر ادیسون

زندگی نامه ادیسون ٬ مادر ادیسون

گفته اند وقتی ادیسون به مدرسه رفت، بعد از چند روز معلم کلاسشان نامه ای را به ادیسون داد و گفت آن را به مادرت بده.

مادر ادیسون نامه را باز کرد و دید نوشته: فرزندتان کودن است، مدرسه ما جای کودن ها نیست.

ولی مادر، نامه را برای ادیسون این گونه خواند: فرزند شما نابغه است مدرسه ما نمی تواند بیشتر از این آموزش دهد شما شخصا آموزش او را به عهده گیرید. و مادر ادیسون در منزل به او آموزش می دهد و با او کار می کند.

ادیسون در ۱۳ سالگی اولین اختراعش را به ثبت می رساند.

مدتی پس از فوت مادر، یک روز ادیسون برای خود جشن تولد می گیرد و در آن جشن، صندوق خاطرات مادرش را آورده، نامه را در جمع بازکرده تا به همه بگوید که من از بچگی نابغه بودم؛ با دیدن اصل نامه شروع به گریه می کند و در آنجا او پی می برد چطور مادرش از ادیسون کودن، یک ادیسون نابغه ساخت.

داستان امیرمحمد نادری قشقایی را با همین مضمون بخوانید : (  سرگذشت یک بچه تنبل: خاطره امیر محمد نادری قشقایی )

منبع:pandamoz.com

بستن تبلیغ
بستن تبلیغ