داستان ضرب المثل خواهی نشوی رسوا هم رنگ جماعت شو داستان ضرب المثل خواهی نشوی رسوا هم رنگ جماعت شو

داستان ضرب المثل خواهی نشوی رسوا هم رنگ جماعت شو

داستان های ضرب المثل ها, ریشه ضرب المثل های ایرانی, ضرب المثل

در این مطلب از ابرتازه ها داستان ضرب المثل خواهی نشوی رسوا هم رنگ جماعت شو را ارائه داده ایم. برای خواندن این داستان با ما همراه باشید.

ضرب المثل ایرانی با معنی , ضرب المثل خواهی نشوی رسوا هم رنگ جماعت شو

ضرب المثل ایرانی با معنی, ضرب المثل خواهی نشوی رسوا هم رنگ جماعت شو

خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو کنایه از افراد دانا و فهمیده به تحمل افراد ساده و خوش باور

بر اثر بلای آسمانی تمامی مردم شهری دیوانه شدند به جز یک نفر، که قبلا از آن شهر خارج شده بود. همین که به آن جا برگشت دید مردم همه لخت و عریان گشته، خندان و رقص کنان دنبال یکدیگر می دوند، برخی از در و دیوار بالا می روند، عده ای یکدیگر را به باد فحش و کتک می گیرند و هر یک به نحوی از خود دیوانگی نشان می دهند.

بیچاره حیران در گوشه ای ایستاده و شاهد این منظره بود که ناگهان یکی از دیوانگان به او نزدیک شد. چون او را دارای لباس دید، به او نگاه کرد و سپس فریاد برکشید: هی دیوانه را … جمعیت نیز او را هل می دادند و می کشیدند و می گفتند: هی دیوانه را… هی دیوانه را… بیچاره مرد دید چاره ای ندارد مگر اینکه او نیز هم رنگ جماعت بشود تا از آزار و اذیت آنان نجات پیدا کند و همان طوری که او را می کشیدند و می بردند کم کم توانست لباسهایش را یکی یکی درآورد تا اینکه او نیز مانند آنها لخت شود.

سپس او نیز بالا و پایین پرید و گفت: هی دیوانه را.. هی دیوانه را..

همین که دیوانگان این اثر را از او دیدند آزادش کردند و از اطراف او پراکنده شدند و آن بیچاره با این حیله توانست از میان آن دیوانه ها به سلامت فرار کند.

منبع:wikiblog.persianblog.ir

ضرب المثل و داستان

آرشیو

داستان ضرب المثل بار کج به منزل نمی رسد

ضرب المثل بار کج به منزل نمی رسد, ریشه ضرب المثل های ایرانی, داستان ضرب المثل ها ضرب المثل بار کج به منزل نمی...

بستن تبلیغ
بستن تبلیغ