گزیده ای از اشعار روز عرفه
خانه » فرهنگ و هنر » شعر و ترانه » گزیده ای از اشعار روز عرفه

گزیده ای از اشعار روز عرفه

اشعار روز عرفه

اشعار تبریک روز عرفه, شعر روز عرفه, متن پیام و اشعار روز عرفه

در این مطلب از ابرتازه ها گزیده ای از اشعار روز عرفه را بیان می نماییم. برای استفاده از این مطلب با ما همراه باشید.

اشعار تبریک روز عرفه, اشعار روز عرفه, روز عرفه, شعر در مورد امام حسین روز عرفه

اشعار روز عرفه, شعر در مورد امام حسین روز عرفه

تا که از سوی حق آوای بیا می آید

وسط روز گدا پشت گدا می آید

هاتفی زد به روی شانه ام و گفت بیا

از شفاخانه حق بوی دوا می آید

وقتی یک کوه گنه با پر کاهی پاک است

از گنه کار نپرسید چرا می آید

ناله ها از سر این است که بی چیز شدم

کیسه زر که فرو ریخت صدا می آید

حج نرفتم ولی یک لک لبیک حسین

از همین جا که بگویم خدا می آید

رخت احرام نبسته همه محرم شده ایم

خودمانیم سپیدی چه به ما می آید

آنقدر جرم و خطا سرزده از ما که فقط

به تو بخشیدن این جرم و خطا می آید

عرفات است ولی هرکه بگوید یا رب

پاسخش از طرف کرب و بلا می آید

وقت قربانی زهرا شده در کرب و بلا

خواهرش دید که خنجر زقفا می آید

اشعار تبریک روز عرفه, اشعار روز عرفه, روز عرفه, شعر در مورد امام حسین روز عرفه

اشعار تبریک روز عرفه

کیست تا کشتی جان را ببرد سوی نجات

دست ما را برساند به دعای عرفات

موسی من تو به دنبال کدامین خضری؟

گوشه ی چشم تو ابری ست پر از آب حیات

خوش به حال شهدایی که نمردند هنوز

که دلی دارند بشکسته تر از پیرهرات

دردشان دردی ست از درد ابوالفضل علی

تشنه لب با تن پر زخم لب شط فرات

      نیست جز از جگر خونی شان این همه گل

      نیست جز از نفس زخمی شان این برکات

      یا حسین ابن علی عشق، دعای عرفه ست

      عشق آن عشق که بیرون بردم ازظلمات

      پشت بر کعبه نکردی که چنان ابراهیم

      به منا با سر رفتی پی رمی جمرات

      به منا رفتی و قنداقه ی توحید به دست

حتما بخوانید:  عکس نوشته های روز عرفه

      تا بری باشی از ملعبه ی لات و منات

      تو همه اصل و اصولی تو همه فرع و فروع

      تو همه حج و جهادی تو همه صوم وصلات

      ظاهر و باطن تو نیست بجز جلوه حق

      که هم آیین صفاتی و هم آیینه ی ذات

      مرحبا آجرک الله بزرگا مردا

      نیست در دست تو جز نسخه ی حاجات و برات

      شعر ناقابل من چیست که نذر تو شود

      جان ناقابل من چیست که گویم به فدات

      تو کدامین غزلی عطر کدامین ازلی؟

      از تو گفتن نتوانند چرا این کلمات؟

      جبل الرحمه همین جاست همین جا که تویی

      پای این سفره که نور است و سلام و صلوات

علیرضا قزوه

اشعار تبریک روز عرفه, اشعار روز عرفه, روز عرفه, شعر در مورد امام حسین روز عرفه

اشعار تبریک روز عرفه, اشعار روز عرفه, روز عرفه

لبیک که در دل عرفات است و منایم

لبیک که از خویش نمودند جدایم

لبیک که سر تا به قدم محو خدایم

لبیک که امروز ندانم به کجایم

پرواز کنان زین قفس جسم ضعیفم

گه در جبل الرحمه و گه مسجد خیفم

آن وادی سوزنده که دل راهسپارش

پیداست دو صد باغ گل از هر سرخارش

دارند همه رنگ خدائی زعبارش

هر کس به زبانی شده همصحبت یارش

قومی به مناجات و گروهی به دعایند

از خویش سفر کرده در آغوش خدایند

      این جا عرفات است و یا روح من آن جاست

      هم شده آتشکده هم دیده دو دریاست

پای جبل الرّحمه یکی زمزمه بر پاست

این زمزمه فریاد دل یوسف زهراست

این سوز حسین است که خود بحر نجات است

می سوزد و مشغول دعای عرفات است

دیشب چه شبی و چه مبارک سحری بود

ما غافل و در وادی مشعر خبری بود

در محفل حجاج صفای دگری بود

اشک شب و حال خوش و سوز جگری بود

هر سوخته دل تا به سحر تاب و تبی داشت

حتما بخوانید:  مداحی و شعر روز عرفه

اما نتوان گفت که مهدی چه شبی داشت

      ای مشعریان دوش به مشعر که رسیدید

      آیا اثر از گمشدهۀ شیعه ندیدید؟

آیاد دل شب نالۀ مهدی نشنیدید

آیا زگلستان رخش لاله نچیدید؟

آن گمشده مه تا به سحر شمع شما بود

دیشب پسر فاطمه در جمع شما بود

 امروز به هر خیمه بگردید و بجوئید

     گرد گنه از آینۀ دیده بشوئید

در داخل هر خیمه بگردید و بجوئید

یابن الحسن از سوز دل خسته بگوئید

شاید به منی چهرۀ دلدار ببینید

از یار بخواهید رخ یار ببینید

امروز که حجاج به صحرای منایند

از خویش جدایند و در آغوش خدایند

لب بسته سراپا همه سرگرم دعایند

در ذکر خدا با نفس روح فزایند

کردند پر از زمزمه و ناله منی را

یک قافله بگرفته ره کرب و بلا را

غلامرضا سازگار 

گردآوری:بیتوته


امتیاز 4.50 ( 2 رای )
اشتراک گذاری مطلب

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراح قالب : پارس تمز

Copyright abartazeha.COM© 2017 - Allrights Reserved.

بستن تبلیغ
بستن تبلیغ
×