داستان کودکانه سه ماهی رنگیداستان کودکانه سه ماهی رنگی

قصه های شب, قصه های کودکانه, داستان کودکانه سه ماهی رنگی

قصه های شب, قصه های کودکانه, داستان کودکانه سه ماهی رنگی

قصه های کودکانه, داستان کودکانه سه ماهی رنگی

در این مطلب از ابرتازه ها داستان کودکانه سه ماهی رنگی را بیان می نماییم. برای استفاده از این مطلب ما را همراهی بفرمایید.

در آبگیر کوچکی ، سه ماهی زندگی می کردند . ماهی سبز ، زرنگ و باهوش بود ، ماهی نارنجی ، هوش کمتری داشت و ماهی قرمز ، کودن و کم عقل بود. یک روز دو ماهیگیر از کنار آبگیر عبور کردند و قرار گذاشتند که تور خود را بیاورند تا ماهیها را بگیرند.

سه ماهی حرف های ماهیگیران را شنیدند. ماهی سبز ، که زرنگ و باهوش بود بدون اینکه وقت را از دست بدهد از راه باریکی که آبگیر را به جوی آبی وصل می کرد ، فرار کرد.

فردا ماهیگیران رسیدند و راه آبگیر را بستند. ماهی نارنجی که تازه متوجه خطر شد ، پیش خودش گفت، اگر زودتر فکر عاقلانه ای نکنم بدست ماهیگیران اسیر می شوم .

پس خودش را به مردن زد و روی سطح آب آمد. یکی از ماهیگیران که فکر کرد این ماهی مرده است ، او را از داخل آبگیر گرفت و به طرف جوی آب پرت کرد، و ماهی از این فرصت استفاده کرد و فرار کرد.

ماهی قرمز که از عقل و فکر خود به موقع استفاده نکرد ، آنقدر به این طرف و آنطرف رفت تا در دام ماهیگیران افتاد.

منبع: koodakan.org

حتما بخوانید:  قصه کودکانه من نبودم دستم بود

شعر و قصه های کودکانه

آرشیو

متن ادبی و انشا در مورد نیمه شعبان و ولادت امام زمان (عج)

انشا در مورد انتظار انشا در مورد انتظار امام زمان انشا احساسی در مورد امام زمان انشا در مورد امام زمان به زبان عادی...