داستان کوتاه سلام با طعم نفتداستان کوتاه سلام با طعم نفت

داستان کوتاه سلام با طعم نفت, داستانهای آموزنده, داستانهای جالب

داستان کوتاه سلام با طعم نفت, داستانهای آموزنده

داستان کوتاه سلام با طعم نفت, داستان های آموزنده

در این مطلب از ابرتازه ها داستان کوتاه سلام با طعم نفت را بیان می نماییم. برای استفاده از این مطلب ما را همراهی نمایید.

یکی از بزرگان میگفت: ما یک گاریچی در محلمان بود، که نفت می برد و به او عمو نفتی می گفتند.

یک روز مرا دید و گفت:

سلام. ببخشید خانه تان را گازکشی کرده اید!؟

گفتم: بله!

گفت: فهمیدم. چون سلام هایت تغییر کرده است!

من تعجب کردم، گفتم: یعنی چه!؟

گفت:

قبل از اینکه خانه ات گازکشی شود، خوب مرا تحویل می گرفتی، حالم را می پرسیدی. همه اهل محل همینطور بودند. هرکس خانه اش گازکشی میشود، دیگر سلام علیک او تغییر میکند…

از اون لحظه، فهمیدم سی سال سلامم بوی نفت میداد. عوض اینکه بوی انسانیت و اخلاقیات بدهد.

سی سال او را با اخلاق خوب تحویل گرفتم. خیال میکردم اخلاقم خوب است. ولی حالا که خانه را گازکشی کردم ناخودآگاه فکر کردم نیازی نیست به او سلام کنم.

منبع: asriran.com-بازنشر – www.abartazeha.com

داستان

آرشیو

داستان اخلاقی من گاو هستم

داستان اخلاقی در مورد رفتار با کودکان, داستان اخلاقی من گاو هستم, داستان خواندنی داستان اخلاقی در مورد رفتار با کودکان, داستان اخلاقی من...