حكایت طنز ملا و خرشحكایت طنز ملا و خرش

حکایت آموزنده

آرشیو

داستان ضرب المثل شده حکایت روباه و مرغ های قاضی

ریشه ضرب المثل های فارسی, ضرب المثل شده حکایت روباه و مرغ های قاضی ضرب المثل, ضرب المثل شده حکایت روباه و مرغ های...

حکایت طنز ملا و خرش

حکایت طنز,حکایت از ملا, حکایت طنز ملا

حکایت های ملا نصرالدین ، حکایت طنز ملا

یک روز ملا نصر الدین برای تعمیر بام خانه خود مجبور شد، مصالح ساختمانی را بر پشت الاغ بگذارد و به بالای پشت بام ببرد. الاغ هم به سختی از پله ها بالا رفت. ملا مصالح ساختمانی را از دوش الاغ برداشت و سپس الاغ را بطرف پایین هدایت کرد. ملا نمی دانست که خر از پله بالا می رود، ولی به هیچ وجه از پله پایین نمی آید. هر کاری کرد الاغ از پله پایین نیامد. ملا الاغ را رها کرد و به خانه آمد که استراحت کند. در همین موقع دید الاغ دارد روی پشت بام بالا و پایین می پرد.

وقتی که دوباره به پشت بام رفت، می خواست الاغ را آرام کند که دید الاغ به هیچ وجه آرام نمی شود. بعد از مدتی متوجه شد که سقف اتاق خراب شده و پاهای الاغ از سقف چوبی آویزان شده، بالاخره الاغ از سقف به زمین افتاد و مرد.

بعد ملا نصرالدین گفت: لعنت بر من که نمی دانستم که اگر خر به جایگاه رفیع و پست مهمی برسد، هم آنجا را خراب می کند و هم خودش را می کشد.

منبع: parcha.mihanblog.com- بازنشر – www.abartazeha.com

بستن تبلیغ
بستن تبلیغ