تنم از بی‌ دلی بیچاره شد بیچاره تر بادا دلم در عاشقی آواره شد آواره تر بادا به خونریز غریبان چشم تو عیاره تر بادا به تاراج عزیزان زلف تو عیاریی دارد دلت خاره‌ست و بهر کشتن من خاره تر بادا رخت تازه است و بهر مردن خود تازه تر خواهم که آن آواره‌ی از