خاطرات زندگیخاطرات زندگی
ماجرای شنیدنی ازدواج شهید مصطفی چمران مصطفی لبخند به لب داشت و من خیلی جا خوردم، فکر می‌کردم کسی که اسمش با جنگ گره خورده و همه از او می‌ترسند، باید آدم قسی‌­ای باشد، حتی می‌ترسیدم، اما لبخند او و آرامشش مرا غافلگیر کرد . پدرم بین آفریقا و چین تجارت می­کرد و من فقط
چهل حدیث درباره ازدواج چهل حدیث ازدواج ، حدیث ازدواج ، مهارتهای زندگی ، راه زندگی