داستان کرم شب تاب داستان کرم شب تاب گروهی میمون در کوهی زندگی می کردند. یک شب ، بادسردی شروع به  وزیدن کرد. میمون های بیچاره ، به اطراف می دویدندوبه دنبال جایی گرم می گشتند. دراین هنگام چشمشان به کرم شب تابی افتاد که درکنار درختی  پناه گرفته بود . میمون ها خیال کردند