به گزارش پدیدا: «توی خواب عمیقی بودم تا اینکه احساس کردم یک چیزی روی سینه‌ام سنگینی می‌کنه. به همین دلیل خواستم که بیدار شم اما نمی‌تونستم؛ ضربان قلبم تند شده بود و نفسم هم تنگ. تقلای زیادی می‌کردم اما اصلا نمی‌تونستم هیچ تکانی بخورم. جالب اینجاست که همسرم صبح آن روز به من گفت سعی