آرام می شوم وقتی که نامم را فراموش می کنی و مرا “بینام” میخوانی ، “عزیزت” می شوم ! . . میخواهم آنقدر بو بکشم تو را که ریه هایم پر شود از عطر تنت که هوا داشته باشم برای نفس کشیدنم وقتی کنارم نیستی … . . در تو صیادى ست با آب و