sms ehsasisms ehsasi
 دوباره نامه هاتو میخوندم امروز خوندم و دونه دونه سوزوندم امروز مثل هر روز توی اون کوچه ی خاکی دیگه من منتظرت نموندم امروز گفته بودم یه روزی شاید فراموشت کنم حالا شاید نمیگم، باید فراموشت کنم . . . کاشکی میشد که بخندم همیشه چه کنم دست خودم نیست نمیشه دیگه اون روزایه زیبا
حوالی رویاهایم که قدم میزنم میبینم خیابان را با بوی باران دوست دارم و خودم را با بوی تو . . . لا لا بخواب دنـیا خسیسـه واسـه کمتر کسی خوب می نویسـه یکی داره ۱۰۰۱ سـتاره یکی جز یاد تو هیچـی نـداره ! تابستان داغی ست اما دلم دیگر به این زندگی گرم نمیشود
صفحه 1 از 11
بستن تبلیغ
بستن تبلیغ