تست هوش تصویری جدید با جواب تست هوش تصویری جدید با جواب

تست هوش تصویری جدید با جواب

تست هوش تصویری ؛ هرکی اینو حل کنه Iq بالای ۱۲۰ (در مبنای ۱۶) داره.

تست هوش تصویری جدید با جواب

↓↓↓

↓↓↓

↓↓↓

↓↓↓

↓↓↓

↓↓↓

تست هوش تصویری

↓↓↓

↓↓↓

↓↓↓

↓↓↓

↓↓↓

↓↓↓

پاسخ:

کافیست مجموع اعداد را در اختلافشان ضرب کنیم.

۷+۸=۱۵

۱۵*۱=۱۵

جواب عدد ۱۵ است.

خیلی آسون بود ، نه؟

منبع : yasermoama.blogfa.com

تست هوش تصویری جدید با جواب

معما و تست هوش

آرشیو

17 چیستان خیلی سخت با جواب

از به چالش کشیدن هوش خود و دوستان خود لذت می‌برید؟ اگر پاسختان مثبت است آماده باشید، چون در ادامه این مقاله با چند...

دیدگاه کاربران

  • با روش منم میشه ۱۵ خیلی هم منطقیه.
    ۴*۴=۱۶و۲*۲=۴بعد۴-۱۶=۱۲
    ۹*۹=۸۱و۳*۳=۹بعد۹-۸۱=۷۲
    ۷*۷=۴۹و۵*۵=۲۵بعد۲۵-۴۹=۲۴
    سر اخر:۸*۸=۶۴و۷*۷=۴۹جواب۴۹-۶۴=۱۵

    • داریوش
      می 19, 2016

      نه، اصلا هم اسون نبود فقط دو ساعت داشتم بهش فکر میکردم!!!! میگن معما چون حل شود اسان شود شما که جواب رو داشتی خب معلومه که میگی اسون بود

    • آفرین.. ب نظر منم این منطقی تر بود

  • یه معمای پلیسی

    پرونده مربوط به سال ١٣٩٢ است و در تهران اتفاق افتاده

    شنبه صبح ساعت ۹:۰۰ در اتاق بازپرس کوبیده میشه

    پرونده قتلی که در روز قبل اتفاق افتاده روی میز بن قرار میگیره

    خلاصه گزارش که از حادثه دیروز تهیه شده:

    ساعت ۱۵:۰۰

    جسد بی جان آقای رضائی در اتاق مطالعه وی یافت شده

    پزشک قانونی معتقد است قتل بین ساعت ۱۳:۰۰ تا ۱۴:۰۰ رخ داده است.

    افراد حاضر در خانه :

    ۱- همسر آقای رضایی

    ۲ – باغبان

    ۳ – خدمتکار

    ۴- نظافتچی

    بازپرس دستور احضار هر چهار مظنون رو صادر میکنه و به ترتیب از هر کدوم بازجویی میکنه

    همسر آقای رضایی : دو شب پیش با هم بحث کردیم . اون شب تا صبح نخوابیدم. به همین خاطر دیروز ظهر خیلی احساس خستگی میکردم.ساعت ۱۳:۰۰ رفتم توی تخت و خوابیدم.

    باغبان : من دیروز ظهر مشغول آبیاری باغچه و سبزی چیدن بودم

    خدمتکار : دیروز هم مثل همیشه روز آرومی داشتیم.کسی وارد منزل نشد.فقط یه بار پستچی زنگ منزل رو به صدا درآورد که خود من رفتم نامه رو تحویل گرفتم.

    نظافتچی : دیروز نوبت نظافت آشپزخانه و حمام بود. من هم مشغول نظافت بودم.

    بازپرس به اظهارات متهمین نگاهی می اندازد و بلافاصله دستور بازداشت یکی از آنها را می دهد.

    به نظر شما قاتل که بوده و چرا ؟ (با ذکر دلیل)

    راهنمایی:*به تمام جزییات توجه کنید*

    • خدمتکار بوده،
      چون اول گفته روز آرومی داشتیم و هیچ کسی وارد خونه نشده بعد خودش گفته یک بستچی اومده،پس اینجا یک دروغ گفته!
      بعدشم چرا وقتی پست چی اومده خود خدمتکار رفته و نامه رو گرفته؟
      و به کسی اونو نشون نداده!
      شاید یک نفر ازش خواسته که آقای رضایی رو به قتل برسونه۱

    • درست گفتم یا نه؟
      .
      .
      .
      جوابمو بده ساحل جان منتظرم !

    • اصلانی
      دسامبر 23, 2015

      قتل کارباغبان بوده
      چون ظهر باغچه رو آب نمیدن و سبزی هم نمیچینن
      این کارا را عصر انجام میدن

    • خدمتکارجمعه ها پست نمیاد.

    • سلام مجدد
      قاتل از نظر من خدمتکاره دوبار اشتباه در صحبتهاش دیده شده یک نامه ای در کار نبوده وگرنه باغبان میدید و اهل خونه از اومدن پستچی با اطلاع میشدند دوما گفته طبق همیشه همه چی آروم بود درحالیکه مشاجره ی زنو شوهر طوری بوده که خانم از فرط ناراحتی خوابش نبرده

      ممنون میشم جواب صحیح هر معماییو بگید به علممون افزوده شه حداقل بدونیم مخمون چند چند کار میکنه

    • علیرضا
      فوریه 11, 2017

      کاره نظافتچی هستش چون زنه ساعت ۱۳:۰۰ رفته حموم درحالی که نظافتچی گفت وقت نظافت حموم بوده

    • مریم
      مارس 5, 2017

      سلام مجدد
      قاتل از نظر من خدمتکاره دوبار اشتباه در صحبتهاش دیده شده یک نامه ای در کار نبوده وگرنه باغبان میدید و اهل خونه از اومدن پستچی با اطلاع میشدند دوما گفته طبق همیشه همه چی آروم بود درحالیکه مشاجره ی زنو شوهر طوری بوده که خانم از فرط ناراحتی خوابش نبرده
      ممنون میشم جواب صحیح هر معماییو بگید به علممون افزوده شه حداقل بدونیم مخمون چند چند کار میکنه

    • محسن
      ژوئن 9, 2017

      قاتل همسر مقتول است. همسر می گویید دو شب پیش بحث کردیم و تا صبح نخوابیدیم و به همین خاطر دیروز ظهر خیلی خسته بودیم وساعت ۱۳ خوابیدیم. از اون شب که نخوابیدن یک شبانه روز گذشته و دلیلی برای این بهانه و رفتن به رخته خواب در ساعت ۱۳ دیروز وجود ندارد.

  • مش ملک
    نوامبر 29, 2015

    ۱۲

  • مش ملک
    نوامبر 29, 2015

    ۷

  • من اصلا سوال رو نفهمیدم!
    چه برسه به اینکه جواب بدم!
    شوخی کردم فهمیدم میشه۱۵
    البته اگه جواب درست باشه!

  • نگار خانوم غتل کار همسر مقتول بوده چون ۱- دو شب پیش دعوا کردن که این یک انگیزه خوبی هست ۲- اون شب تا صبح بیدار بوده و نقشه میکشیده ۳- دقیقا ساعت ۱۳ خوابیده

  • خدمتکار قاتله چون ادعا کرده امروز مث روز قبل آروم بوده در حالی که روز قبل زن وشوهر دعوا داشتن پس آروم نبوده

  • خدمتکار
    چون جمعه تعطیله پستچی کجا بود

  • قاتل باغبان چون اون گفت ظهر مشغول ابیاری باغ بوده در صورتی که قتل بعداز ظهر اتفاق افتاده ۲ وقتی پستچی درمیزنه و خدمتکار باید از توی باغ عبور میکرده و باغبان هم باید متوجه پستچی میشده

  • پاسخ چی میشه ایا باغبان قاتل بوده

  • سامان
    فوریه 7, 2016

    خدمت کار بوده

  • فکر میکنم خدمت کار باشه چون جمعه پستچی نمیاد و احتمال داره باغبان هم با خدمت کار نقشه قتل رو بکش شاید هم کار همسرش هست

  • خدمتکاربوده

  • باغبان بوده

  • کار همسر بوده

  • نه کار نظافتچی بوده

  • الناز
    فوریه 25, 2016

    اصلا به این مطلب توجه ایی نکردیدکه روز قتل جمعه بوده واداره پست بسته بوده پس خدمتکار قاتله متنو از او بخونید

  • زهرا جووون
    مارس 5, 2016

    خخخخ
    راست میگه چون گفته روز شنبه پرونده روز قبلو اوردن
    وافعا از همه دوستااان نا امید شدممم

  • مریم
    مارس 5, 2016

    حالا جواب اینو بدین؟؟؟؟؟

    مردی زنی را بوسید از او پرسیدند اون زن چه نسبتی با شما دارد ؟ گفت مادر شو هر این زن با مادر زن من مادر و دخترند
    حالا میشن چیه هم؟
    که محرمشم بوده بوسشم کرده

  • محمدرضا
    مارس 13, 2016

    معلومه خدمتکار بوده چون آن روز جعمه بوده و همه داشتن کاری می کردن به جز خدمتکار.

  • سپیده
    مارس 18, 2016

    قاتل خدمتکاره آخه به اون بدبخت بگید مگه اداره پستچی جمعه باز میشه؟؟
    راستی مریم خانوم زن خواهرزاده اون عاغا مرده بوده درسته؟؟

  • بارانا
    مارس 18, 2016

    یه سوال پسر اینجا چیکار میکنه.؟؟

  • بارانا
    مارس 18, 2016

    باید یدونه یگم

  • بارانا
    مارس 18, 2016

    من میگم یا همسرش یا خدمتکار

  • بارانا
    مارس 18, 2016

    نهنه نظافت چی چون اون تو خ نه بود و میتونسته به هر اتاقی بره پس نظافت می

  • اقا معملومه دیگه خدمتکار بوده چون روز جمعه که پستچی نمیاد و اداره ی پست تعطیله.

  • بارانا
    مارس 26, 2016

    محمد همگانی فکر کردی؟؟؟

  • علیرضا
    مارس 26, 2016

    معماااااا….معماااااااا
    ببینیم کی چقد باهوشه

    معمائی از المپیاد ریاضی:
    حسن به دو نفر میخواد روز تولدش رو بگه اول ۱۰ تا گزینه بهشون میده:
    ۱۳ فروردین
    ۱۵ فروردین
    ۱۹ فروردین
    ۱۷ خرداد
    ۱۸ خرداد
    ۱۲ تیر
    ۱۳ تیر
    ۱۲ اسفند
    ۱۵ اسفند
    ۱۷ اسفند
    بعد ماه تولدش رو به نفر اول و روزش رو به نفر دوم میگه.
    نفر اول: من نمیدونم تولد حسن کی هست اما مطمئنم نفر دوم هم نمیدونه
    نفر دوم: اولش من هم نمیدونستم اما با حرف نفر اول الان میدونم
    نفر اول: با این حرف من هم الان میدونم.

    تولد حسن کدوم روز بوده و چرا؟
    با ذکر دلیل

    • سلام بر همه
      به نظرم میرسه هجده خرداد یا نوزده فروردین باشه
      اولی ماهو میدونه برفرض فروردینه میگه من چون سه تا فروردین هست نمیتونم بگم چه روزیه پس فکر میکنم کسی که روزو هم میدونه مثال سیزده و پانزده دوتا موجوده نمیدونه.
      چون طرف دوم فقط از روز اطلاع داشته و فقط یدونه نوزده بوده میگه آهان فهمیدم پس طرف اولم متوجه میشه عدد چیزیه که تک افتاده پس باهم میفهمند نوزده فروردینه
      جالبه روز تولد منم همینه?

    • جواب تولد میشه ۱۲ تیر، دلیل: از اونجا که نفر دوم روز تولد رو میدونه و نفر دوم میگه نفر اول هم نمیدونه پس روز تولد نمیتونه بین اعداد تک باشه در نتیجه ۱۹ فرودین و ۱۸ خرداد نیست پس اعدادی که در فروردین و خرداد هستند حذف میشن و این اعداد از تیر واسفند نیز حذف میشن درنتیجه دو گزینه باقی میمونه ۱۲ تیر و ۱۲ اسفند و از اونجایی که نفر اول به جواب پی میبره اسفند که سه گزینه داره حذف میشه همینطور فروردین هم به همین دلیل میتونه حذف بشه

  • خدمتکار
    اخه روز جمعه پسچی نمیاد چیزی تحویل بده.

  • کیوان
    می 28, 2016

    همسر
    اگر فرض پزشک قانونی رو قبول کنیم پس:
    توی پرونده درج شده که قتل بینه ساعت ۱۳ تا ۱۴ اتفاق افتاده، ولی به مجرمین گفته نشده چه ساعتی قتل اتفاق افتاده، به همین خاطر تنها شخصی که از ساعت قتل خبر داشته خود قاتل بوده. برای همین مجرم برای تبرعه کردن خودش میگه از ساعت ۱۳ به بعد خواب بوده. و تنها کسی که ساعت اعلام کرده همسر بوده، پس قاتل همسر هست

  • هیراد
    می 29, 2016

    هیچکی!خودش زده خودشو کشته تا راحت شه!

  • فکر کنم اینجوری باشه نفر اول میگه من نمی دونم و می دونم که نفر دوم هم نمی دونه از اونجایی که نفر اول فقط ماه تولد رو می دونه و نفر دوم روز تولد رو میدونه پس ماه تولد ماهیه که عددش تک نیست بین عددا ( پس فروردین و خرداد حذف میشن )بعد نفر دوم میگه اولش نمیدونستم اما الان میدونم بعد هم نفر اول میگه حالا میدونم پس یا ۱۳تیره یا ۱۵ اسفند یا ۱۷ اسفند که اد اونجایی که نفر اول هم میفهمه پس باید ۱۳ تیر باشه . ۱۳ تیر

  • میدونم خوب توضیح ندادم ولی بهتر از این نمیشد .

  • پاسخ های “هوشی تیچ ۱.۳.۰”

    الف) هوش انگلیش

    صفحه ی ۱

    ۱. عیدی
    ۲. سیب
    ۳. آبی
    ۴. کار
    ۵. توکا
    ۶. طوطی
    ۷. کادو
    ۸. کاسبی
    ۹. ایوان

    صفحه ی ۲

    ۱. افطار
    ۲. دوردور
    ۳. انسان
    ۴. استنباط
    ۵. کاچو
    ۶. اصطبل
    ۷. سیرابی
    ۸. بیدار
    ۹. اسمارتیس

    صفحه ی ۳

    ۱. کافر
    ۲. دبی
    ۳. کیوان
    ۴. نیوتن
    ۵. دعا
    ۶. رو در وایسی
    ۷. کاکتوس
    ۸. بینی
    ۹. سینی

    صفحه ی ۴

    ۱. شلوار
    ۲. کشتی
    ۳. پیریز
    ۴. هاشم بیا آچار بیار
    ۵. کاسه زیر نیم کاسه
    ۶. بی پشتوانه
    ۷. پینوکیو
    ۸. کیوی
    ۹. پیاز

    ب) وات پیک

    صفحه ی ۱

    ۱. جواد
    ۲. سپر
    ۳. لب دریا
    ۴. بربری
    ۵. ظرف مسی
    ۶. خط تیره
    ۷. بخار
    ۸. سرنخ
    ۹. سریال

    صفحه ی ۲

    ۱. پرنده
    ۲. سیبیل
    ۳. پودر
    ۴. دوربین
    ۵. سنگک
    ۶. پت و مت
    ۷. خربزه
    ۸. پدربزرگ
    ۹. نیمکت

    صفحه ی ۳

    ۱. سینا
    ۲. تن تن
    ۳. پرستار
    ۴. بی باک
    ۵. خمسه
    ۶. فرشته
    ۷. طلاق
    ۸. میان سال
    ۹. بی تاب

    ج) چیستان کوتاه

    ۱. موز
    ۲. هجده
    ۳. گربه
    ۴. زشت
    ۵.

  • باغبان مجرمه چون روز جمعه پستچی بستس باغبان هم اونجا هم سوتی داده چون روز جمعه همه جا تعطیله هم خودشو لو داده پلیس تا فهمید باغبان سوتی داده دستگیرش کرده پس مجرم باغبانه

  • ببخشید اشتباه گفتم خدمتکار بوده به جای باغبان خدمتکار بزارید

  • با روش منم میشد هر عدد و یک بار ضربدر خودش میکردیم بعد اختلافشونو به دست میاوردیم آسون بود

  • علیرضا
    دسامبر 30, 2016

    میخوای من جواب راحت تره سوالتو بدم؟؟؟هر عددو جداگانه ب توان ۲برسون..عدد بزرگرو منهای کوچیکه کن..وسلام!

  • عالی بود علیرضا

  • یاسین
    فوریه 4, 2017

    یه معمای شرلوک باحال

    یه روز شرلوک و واتسون از خیابانی رد میشدند که دیدند مردم دور جسد زنی جمع شده بودند،آنها جلو رفتند و بعد از بازرسی بدن زن متوجه شدند او به قتل رسیده.
    آنها تمام بدن زن را گشتند و درون جیب او یک موبایل پیدا کردند که فقط یک شماره درون آن بود و روی آن نوشته شده بود((شوهر گلم))
    آنها به آن شماره زنگ زدند و گفتند شما شوهر خانمی با فلان مشخصات هستید؟
    آن مرد گفت:بله من شوهر آن زن هستم.
    شرلوک گفت:خانم شما مرده است.
    آن مرد گفت:همچین چیزی امکان ندارد.
    شرلوک گفت خودتان بیایید و ببینید.
    آن مرد گفت:باشه و گوشی را قطع کرد.

    بعد از نیم ساعت مرد سر رسید و بالای جنازه همسرش رفت و بعد از کمی نظاره کردن جنازه زن، کناره جنازه نشست و شروع کرد به گریه کردن.

    شرلوک بهد از کمی فکر کردن گفت: واتسون،خود این مرد قاتله.سریع بگیرش.

    شرلوک از کجا فهمید شوهر زن قاتله؟؟؟؟؟؟؟

    • سونیا
      اکتبر 22, 2017

      سلام اون قاتل خوده مرد بوده چون که پلیس بدون اینکه ادرس بده به محل قتل رفته

  • چون موقعی که شرلوک ب شوهرش زنگ زد مکان جسد رو نگفت و مرد هم بدون پرسیدن جای جسد گوشیو قطع کرد . اما شوهره بعد از نیم ساعت اومد سر صحنه قتل ، پس یعنی از قبل میدونسته جای مقتول کجاست .

  • نوا
    می 31, 2017

    در طول هفته گذشته چهار پرونده قتل به اداره پلیس شهر رسید. بر اساس تحقیقات انجام شده، اطلاعات زیر درباره مظنون و محل وقوع جرم در این پرونده‌ها به دست آمده است:

    – خانم قرمز از چاقو استفاده کرده است، ولی نه در کتابخانه.
    – قتل دیگری به کمک طناب و در فرودگاه به وقوع پیوسته که البته توسط آقای آبی انجام نشده است.
    – قتلی که در موزه به وقوع پیوسته با اسلحه‌گرم انجام شده و در هنگام وقوع قتل دیگر، آقای ارغوانی در کتابخانه حضور نداشته است.
    – آقای آبی هیچ‌گاه در موزه نبوده و خانم بنفش هم از طناب استفاده نکرده است.
    – احتمال استفاده از چوب بیس‌بال در آشپزخانه ۵۰ درصد است.

    با توجه به اطلاعات بالا آیا می‌توانید تعیین کنید که هر مظنون کجا و با چه وسیله‌ای مرتکب جنایت است؟

    چند توضیح:
    ۱- افراد نام‌برده شده، مظنونین به قتل و مکان‌های مشخص‌شده، محل وقوع قتل هستند.
    ۲- هر وسیله تنها توسط یک قاتل و هر مکان تنها محل وقوع یک قتل است.
    ۳- راه‌حل مدنظر، تعیین قاتل، محل و ابزار قتل است (چهار مظنون، چهار مکان، چهار ابزار).

  • نوا
    می 31, 2017

    ساعت هفت و پنج دقیقه صبح ، شخصی که خود را سرایدار یک منزل معرفی می نمود طی تماس تلفنی با پلیس ، خبر داد که صاحب خانه به قتل رسیده است .

    مامورین بااخذ آدرس ، دقایقی بعد خود را به محل مورد نظررساندند.کارآگاه یکم خردمند به بررسی صحنه پرداخت و با حاضرین مصاحبه نمود که خلاصه نتایج بررسی صحنه و مصاحبه وی با حاضرین به شرح ذیل می باشد.

    مقتول فردی بنام منوچهر می باشد که در زمان حادثه همسر و فرزندانش در مسافرت بودند ،وی شب حادثه یکی از دوستان قدیمی خود بنام سالمی را به منزل ویلایی اش دعوت کرده بود و برادر همسرش بنام محسن نیز از چند روز قبل در منزل فوق اقامت داشت و شب حادثه نیز آنجا بود ، علاوه بر منوچهر و دو نفر مهمانان وی ، سرایدار منزل بنام حمید نیز باتفاق همسرش در ساختمان سرایداری که در گوشه باغ قرار داشت ساکن بودند .

    در بررسی دربهای ورودی باغ و ساختمان ، آثاری از ورود جبری مشاهده نشد ، روی دیوارهای باغ نیز اثری از ورود پنهانی بدست نیامد ، خط تلفن منزل در محل ورود به ساختمان قطع شده بود ، یک رشته طناب در اتاق محل خواب آقای سالمی کشف شد و همچنین در قسمتی از کف هال مقداری شیشه مربوط به یک استکان شکسته جمع شده بود ، در فاصله کمی از شیشه های شکسته چند لکه کوچک خون دیده می شد که نشان می داد فردی غفلتاً از روی تکه های شکسته عبور کرده و پایش زخمی شده است .

    خلاصه اظهارات حاضرین در مصاحبه با کارآگاه خردمند بشرح ذیل می باشد :

    – پزشک قانونی حاضر در صحنه :

    قتل حدود ساعت ۲ تا ۳ با مداد روی داده و مقتول ظاهراً بر اثر فشار جسم رشته ای طناب مانند خفه شده است ، آثار درگیری و مقاومت چندانی مشاهده نشد.

    – همسر مقتول :

    برای دیدن پدر و مادرم باتفاق فرزندانم به شهرستان رفته بودم ، ساعت ۱۲ شب بود که با منزل تماس گرفتم تا به شوهرم زمان دقیق برگشتم را اطلاع دهم ، برادرم محسن که بطور موقت در منزل ما بسر می برد گوشی را برداشت و گفت منوچهر خوابیده ، من دیگر نخواستم ایشان را بیدار کنند و خداحافظی کردم ، صبح روز جاری با هواپیما مراجعت و ساعت ۶و ۲۰ دقیقه صبح در فرودگاه پیاده شدیم ، بعد از پیاده شدن از هواپیما با منزل تماس گرفتم تا ببینم ایشان با خودرو به فرودگاه می آیند یا خودمان به منزل برویم ولی تلفن پاسخگو نبود لذابا تاکسی به منزل آمدیم ، چون کلید نداشتیم زنگ زدیم و سرایدار آمد در را باز کرد وارد ساختمان شدیم . برادرم در محوطه هال کنار تلویزیون که روشن بود خوابیده بود، با ورود ما بیدار شد ، پسر کوچکم که ۴ سال دارد به طبقه بالا رفت تا پدرش را از خواب بیدار کند ، ناگهان جیغ کشید ، من باتفاق برادر و دو فرزند دیگرم سریعا خود را به اتاق خواب رساندیم و با جسد شوهرم درحالی که صورتش سیاه و کمی متورم شده بود مواجه شدیم . با صدای ما آقای سالمی که دوست قدیمی شوهرم می باشد و آن شب نیز مهمان وی بوده و در طبقه دوم دراتاق مجاور اتاق شوهرم خوابیده بود بیدار شد ، وقتی متوجه موضوع شد به سمت پایین پله ها رفت تا با تلفن موضوع را به پلیس اطلاع دهد ، که بعداً مامورین پلیس سر رسیدند .

    – فرزندان مقتول نیز در مصاحبه مطالبی را بیان نمودند که موید اظهارات مادرشان بود .

    – محسن بیان داشت :

    خود و خانواده ام ساکن شهرستان می باشیم و برای یک دوره آموزشی یک هفته ای به تهران آمده ام و بطور موقت در منزل خواهرم ساکن می باشم ، دیشب ساعت ۸ شب به منزل رسیدم و ساعت ۵/۸ هم آقای سالمی آمد . شوهر خواهرم با آقای سالمی از مدت ها قبل دوست بود و روابط صمیمانه ای با یکدیگر داشتند . ساعت ۵/۹ شامی را که منوچهراز بیرون سفارش داده بود آوردند و خوردیم، بلافاصله بعد از خوردن شام من برای مطالعه دروس امتحانی دوره به طبقه دوم رفتم ، تا ساعت ۴۵/۱۱ مشغول مطالعه بودم ، مطالعه که تمام شد چون خوابم نمی آمد برای تماشای تلویزیون پایین آمدم ، وقتی پایین آمدم چراغ ها خاموش بود ، منوچهر و آقای سالمی هر کدام در یک اتاق خوابیده بودند ، ساعت ۱۲ خواهرم تماس گرفت و می خواست با منوچهر صحبت کند گفتم ایشان خوابیده . چای موجود در قوری را گرم کردم و داشتم می رفتم بنشینم چای بخورم که استکان از دستم افتاد و شکست ، تکه های شکسته را تا حدی که مقدور بود در گوشه ای جمع کردم ، یک چای دیگر ریختم و خوردم، تلویزیون را روشن کردم و در حین تماشای تلویزیون خوابم برد که صبح با آمدن خواهرم و بچه ها بیدار شدم ، بعد هم با صدای جیغ خواهر زاده ام به بالا رفتیم و با جسد منوچهر مواجه شدیم .

    -آقای سالمی گفت :

    منوچهر دوست قدیمی من می باشد دیروز تلفنی با من تماس گرفت و ضمن احوالپرسی گفت که خانم و فرزندانش به شهرستان رفته اند ، از من خواست شب به منزل آنها بروم چون مدتی بود که ایشان را ندیده بودم ،از طرفی خانواده خودم هم در مسافرت هستند قبول کردم و به منزل ایشان آمدم ، ساعت ۵/۸ رسیدم ، محسن نیز آنجا بود ، ساعت ۵/۹ شامی را که منوچهر از بیرون سفارش داده بود خوردیم ، بعد از خوردن شام محسن برای مطالعه دروس امتحانی خود به طبقه بالا رفت ، ساعت حدود ۵/۱۰ بود که سرایدار وارد ساختمان شد و بعد از شستن ظرف ها و مرتب کردن آشپزخانه ، چای حاضر نمود و بعد هم شب بخیر گفت و از ساختمان خارج شد . در حین صحبت هایی که با منوچهر داشتیم او گفت که اخیراً به رفتار سرایدارش مظنون و متوجه شده که وی چیزهایی را از منزل سرقت می نماید ، برای همین تصمیم دارد او را اخراج نماید .حدود۱۰ تا ۱۵ دقیقه بعد از صرف چای احساس کردم خوابم می آید به منوچهر گفتم من می خواهم بخوابم و ایشان گفت من هم شدیداً خوابم گرفته است . چراغ ها را خاموش کردیم و به طبقه دوم رفتیم ، من با راهنمایی منوچهر وارد یکی از اتاق ها شدم ، ایشان خودشان نیز برای خوابیدن به اتاق دیگری رفتند . تا صبح در خواب بودم و چیزی متوجه نشدم ،تااینکه با سر و صدای خانم منوچهر و بچه ها بیدار و متوجه شدم اتفاقی افتاده است ، وقتی می خواستم به طبقه پایین بروم و با پلیس تماس بگیرم حمید را دیدم که با شنیدن سر و صدا وارد ساختمان شده بود و می خواست از پله ها بالا بیاید ، به او گفتم برو زنگ بزن پلیس بیاد ، مثل اینکه منوچهر اتفاقی برایش افتاده ، خودم به اتاق منوچهر برگشتم تا اینکه مامورین پلیس آمدند .

    – حمید گفت :

    کارهای منزل را مثل هر روز انجام دادم ، محسن ساعت ۸ و آقای سالمی ۵/۸ آمدند و من آنها را به داخل راهنمایی کردم ، ساعت حدود ۵/۹ برای ایشان شام آوردند ، من غذا را گرفته و به داخل ساختمان بردم ، سپس به قسمتی که با همسرم ساکن هستیم برگشتم ، مجدداً ساعت حدود ۵/۱۰ به ساختمان رفتم ، چای حاضر نمودم ، ظرف ها را شستم و آشپزخانه را مرتب کردم ، شب بخیر گفتم هنگامی که می خواستم از ساختمان بیرون بیایم یک تکه شیشه کوچک به کف پایم رفت ، در حضور منوچهر و سالمی چیزی نگفتم، بعد فهمیدم کف پایم کمی زخم شده است ، وقتی در آشپزخانه مشغول کار بودم سالمی و منوچهر داشتند با تندی و خشونت با یکدیگر صحبت می کردند ، بنظرم در خصوص یک موضوع محرمانه با هم اختلاف داشتند ، من به خانه خودم که بیرون ساختمان اصلی و در گوشه باغ است رفتم و خوابیدم . صبح با صدای زنگ در از خواب بیدار شدم ، خانم منوچهر و بچه ها از مسافرت برگشته بودند ، آنها به داخل ساختمان رفتند و من مشغول تمیز کردن حیاط و باغچه ها شدم ، در این حین با شنیدن سر و صدا رفتم تو تا ببینم چی شده ، داشتم از پله ها بالا می رفتم که آقای سالمی گفت برو به پلیس خبر بده آقا منوچهر را کشته اند و من هم رفتم سر خیابان و به پلیس زنگ زدم.

    – با دقت در اظهارات مصاحبه شوندگان و سایر نکات ذکر شده ، می توان نتیجه گیری نمود، اظهارات یکی از مصاحبه شوندگان محل تردید می باشد ، وی بعنوان متهم بقتل بازداشت خواهد شد .

    شما بنویسید کدامیک از این افراد و به چه دلیل متهم به قتل می باشد .( حداقل به ۵ نکته که سبب توجه اتهام به فرد مذکور شده اشاره شود )

  • نوا
    می 31, 2017

    در صبح روز شنبه آقای کمالی به قتل رسید. او در زمانی که همسرش در خواب بود به قتل رسید. همسر او هر چه که می دانست به پلیس گفت. او گفت که: در زمان قتل، آشپز مشغول آماده کردن صبحانه بوده و خدمتکار در حال نظافت و مستخدم نیز پاکتهای پستی را دریافت می کرده. پلیس پس از شنیدن صحبتهای همسر مقتول بلافاصله فرد مجرم را دستگیر می کند. به نظر شما پلیس به چه کسی مظنون شده و چرا؟

  • نوا
    می 31, 2017

    پلیس جسد مازیار احمدی را در دفتر کارش، پشت میز خودش پیدا کرد. پلیس توانسته جستجوی خود را به ۳ مظنون اصلی محدود کند.
    خانم مریم احمدی(همسر مقتول)
    آقای بامشاد بهبهانی(شزیک مقتول)
    آقای سیروس توانا (دوست صمیمی مقتول)
    هر سه مظنون در روز قتل به مقتول سر زده بودند. البته هر سه دلایلی برای آمدنشان به پلیس ارائه کردند. پلیس مقتول را در حالی یافت که ساعتش را به دست راستش بسته بود و عکس پاره شده ای از همسرش در کنار سطل زباله افتاده بود و همچنین خودکاری در دست راست داشت. علاوه بر این پلیس روی میز کار مقتول دسته چکی را پیدا می کند که جلد آن کنده شده و همینطور گوشی تلفن که در جای خود قرار ندارد و تقویمی که در صفحه ای باز است و تعدادی رقم در آن صفحه به صورت کج و غیر مسلط نوشته شده (۱۱-۹-۷-۶-۸-۱۰).
    پلیس پس از بررسی شواهد قاتل را شناسایی کرد. به نظر شما با ذکر دلایل قاتل چه کسی است؟

  • اقاى ابى با بیس بال توى کتابخونه یه نفرو به قتل رسونده چون احتمالش۵٠٪‏بوده
    خانم بنفشم با اسلحه گرم تو موزه یه نفرو به قتل رسونده
    ارغوانیم با طناب تو فرودگاه یه نفرو به قتل رسونده
    خانم قرمزم با چاقو توى اشپزخونه یه نفرو به قتل رسونده

  • نفیسه
    آگوست 8, 2018

    من عاشق معما هستم ولی ریاضی خودش مضخرفه چه برسه به معماش اه