لطیفه های کودکانه لطیفه های کودکانه

لطیفه های کودکانه

 لطیفه بامزه ، لطیفه کودکانه ، لطیفه های کودکانه ، لطیفه برای بچه ها

لطیفه های کودکانه | خنده دار ، جوکهای خنده دار

طوطی سیاه

از آقا کلاغه می پرسند: اسمت چیست؟

کلاغه گفت: طوطی.

پرسیدند: پس چرا رنگت سیاه است؟

گفت: آخه توی زغال فروشی کار می کنم.

 جواب غلط

پدر: پسرم امتحان ریاضی ات چطور بود؟

پسر: یکی از جواب ها را غلط نوشتم.

پدر: عیبی ندارد. پس بقیه سوال ها را درست حل کردی؟

پسر: نه، چون اصلا وقت نکردم به بقیه ی سوال ها نگاه کنم.

 گوشت گاو

محمود: من از بس گوشت گاو خوردم، پر زور وقوی شدم.

مسعود: پس چرا من این قدر ماهی می خورم، شنا یاد نگرفته ام.

 دوربین

دکتر: متاسفانه چشم شما دوربین شده است.

بیمار: آخ جون. پس یک حلقه فیلم بدهید، داخلش بیندازم وچندتا عکس بگیرم.

 خیار

به مظفر گفتند یک جوک بگو. گفت: خیار.

گفتند: چه بی مزه. گفت: خیلی خوب بابا، خیار شور.

 تولد

از مظفر پرسیدند: تولدت کی می شه؟

گفت: این سه شنبه نه، پنج شنبه ی دیگه.

 بخیر گذشت

مظفر از طبقه صدم ساختمانی پرت شد. وقتی به طبقه پنجاهم رسید، گفت خدا را شکر، تا این جا که بخیر گذشت. 

منابع:نسیم رضوان

لطیفه های شیرین ایرانی

لطیفه های کودکانه

سرگرمی کودکان

آرشیو

چیستان برای کودکان دبستانی | 45 معمای کودکانه با جواب

چیستان برای کودکان دبستانی معمای کودکانه ساده ۱. من زنده نیستم، اما پنج انگشت دارم جواب: دستکش ✰✩☆✰✩☆✰ ۲. آن چیست که در طول...